فصلنامه تخصصی فناوری اطلاعات و ارتباطات

 

نشریه "آرمان پردازش"، فصلنامه تخصصی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و بصورت دسترسی باز (به متن مقالات) می باشد که توسط دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خدابنده، زنجان منـتشر می‌گردد و به مباحث بنیادین و نوین در حوزه "فناوری اطلاعات و ارتباطات"  و گرایش های مرتبط می پردازد. این نشریه انواع مقالات اصیل پژوهشی، مروری، کوتاه، مطالعه موردی، روش شناسی، کاربردی، نقطه نظر، مفهومی، فنی و ترویجی را جهت داوری دریافت نموده و از سیاست داوری تخصصی دو سو ناشناس (Double-Blind Peer Review) و حداقل دو داور در بررسی و داوری مقالات استفاده می نماید. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می نماید. مقالات توسط نرم افزارهای مشابهت یاب بررسی می گردند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و سپس توسط داوران مجرب مورد ارزیابی قرار می گیرند. به موجب مادۀ 13 قانون مطبوعات مصوّب 1364/12/28 مجلس شورای اسلامی، پروانۀ انتشار این فصلنامه  در تاریخ 1399/07/14 به شماره ثبت 87090 توسط معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر گردیده است.

به استحضار می رساند، نشریه آرمان پردازش براساس نامه رسمی به شماره 1403/1241، مورخ 1403/2/25از موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام، موفق به کسب امتیاز لازم جهت نمایه سازی در پایگاه علمی ISC گردید. لذا، از این پس مقالات پذیرش شده در پایگاه علمی ISC  نمایه سازی می گردند و دارای امتیاز پژوهشی مربوطه خواهند بود.

فصلنامه علمی و تخصصی آرمان پردازش از اساتید و پژوهشگران محترم، دعوت می نماید تا مقالات منطبق با رسالت و اهداف فصلنامه را به این نشریه ارسال نمایند. مقالات دریافتی پس از تأیید اولیه (رعایت فرمت مقالات فصل نامه و قرار داشتن در حوزه موضوعی نشریه) داوری خواهند شد و در صورت تأیید نهایی هیئت محترم داوران منتشر و در پایگاههای علمی مرتبط نمایه سازی می گردند.

نشریه" آرمان پردازش" درخصوص انعقاد تفاهم نامه همکاری با کنفرانس ها، همایش ها، سازمان ها و مراکز پژوهشی مرتبط با حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت توسعه همکاری های علمی، دریافت، داوری مقالات علمی و همچنین انتشار ویژه نامه های تخصصی درچارچوب موضوعات علمی و پژوهشی تحت پوشش این نشریه، اعلام آمادگی می نماید.

همچنین در راستای تقویت تیم علمی نشریه، از کلیه فرهیختگان، اساتید دانشگاه‌های سراسر کشور، پژوهشگران و دانشجویان مقطع دکتری تخصصی در این حوزه دعوت می‌ نمائیم تا جهت همکاری با هیئت تحریریه مشورتی نشریه و داوری تخصصی مقالات علمی با دریافت گواهی داوری رسمی، در وب سایت نشریه ثبت نام نمایند. خواهشمند است پس از تکمیل ثبت‌نام، درخواست ها، رزومه علمی و زمینه‌های پژوهشی تخصصی را به آدرس پست الکترونیک نشریه آرمان پردازش (armanprocessjournal@iauz.ac.ir) ارسال فرمائید. نویسندگان محترم، برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص فرایند ارسال و انتشار مقاله در فصلنامه و همچنین شیوه برخورد نشریه با سرقت علمی و ادبی به بخش های توضیحات تکمیلی و راهنمای نویسندگان در سایت مراجعه نمایند (مطالعه بیشتر ...).

<span dir=RTL lang=FA>رویکرد یکپارچه مبتنی بر هوش مصنوعی و اینترنت اشیا درجهت پذیرش کاربردها در عصر تحول دیجیتال</span>

رویکرد یکپارچه مبتنی بر هوش مصنوعی و اینترنت اشیا درجهت پذیرش کاربردها در عصر تحول دیجیتال

صفحه 1-11

https://doi.org/10.22034/apj.2026.738079

علیرضا غلامی

چکیده همگرایی اینترنت اشیا (IoT) و هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از محوری‌ترین روندهای تحول دیجیتال در دهه اخیر، چشم‌انداز جدیدی را در صنایع مختلف از جمله تولید، حمل‌ونقل، انرژی و شهرهای هوشمند ایجاد کرده است. با وجود پتانسیل انقلابی این فناوری‌ها، پذیرش و پیاده‌سازی مؤثر آنها با چالش‌های متعددی مواجه است. هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی جامع برای تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش هوش مصنوعی در سیستم‌های اینترنت اشیا و ارائه دیدگاهی پیشنهادی برای غلبه بر موانع موجود است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با بهره‌گیری از مرور نظام‌مند ادبیات، به بررسی ۴۶ مقاله معتبر منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ می‌پردازد. چارچوب نظری پژوهش بر اساس مدل ترکیبی فناوری-سازمان-محیط (TOE) و مدل پذیرش فناوری (TAM) شکل گرفته است. یافته‌ها: تحلیل ادبیات نشان می‌دهد که کاربردهای کلیدی هوش مصنوعی در اینترنت اشیا شامل نگهداری پیش‌بینی‌کننده، تشخیص ناهنجاری، نظارت بلادرنگ و کنترل خودکار است. عوامل تسهیل‌کننده شامل زیرساخت ۵G، آمادگی سازمانی و نیروی کار ماهر، و موانع اصلی شامل چالش‌های امنیت سایبری، کیفیت داده، یکپارچه‌سازی با سیستم‌های قدیمی و محدودیت‌های مقیاس‌پذیری مدل‌ها هستند.دیدگاه پیشنهادی این پژوهش بر پیاده‌سازی معماری ترکیبی مبتنی بر محاسبات لبه، یادگیری فدرال و شبکه‌های نرم‌افزارمحور (SDN) جهت غلبه بر چالش‌های موجود تأکید دارد. این چارچوب می‌تواند به عنوان نقشه راهی برای پژوهشگران و فعالان صنعت در مسیر تحول دیجیتال مبتنی بر AI-IoT عمل کند.

بهبود استفاده از منابع مراکز داده با استفاده از تکنیک خوشه بندی،منطق فازی و الگوریتم های تکاملی

بهبود استفاده از منابع مراکز داده با استفاده از تکنیک خوشه بندی،منطق فازی و الگوریتم های تکاملی

صفحه 12-32

https://doi.org/10.22034/apj.2026.2085844.1063

مژده جهان بانی، سیدابراهیم دشتی، سام حمزه لو

چکیده محاسبات ابری امروزه به عنوان مدلی فراتر از سیستم‌های سنتی محاسبات توزیع‌شده (مانند Grid و Cluster) مطرح است که توانایی پاسخگویی به درخواست‌های پویا و نیازمندی‌های متنوع کاربران را دارد. با افزایش کاربران، نیاز به استقرار مکانیزم‌های مناسبی جهت توازن بار و زمانبندی کار احساس می‌شود. متعادل‌سازی بار برای توزیع یکنواخت حجم کار در سرورهای فیزیکی، جلوگیری از ازدحام منابع و بهبود عملکرد سیستم ضروری است. با توجه به درخواست کاربران جهت دریافت سرویس و لازمه ی ارائه پاسخ درست و به موقع و از سوی سرویس دهندگان و همچنین به دلیل محدود بودن منابع موجود در این محیط، نیاز به زمانبندی احساس میشود. در این مقاله رویکردی برای بهینه‌سازی مهاجرت ماشین مجازی، با ترکیب الگوریتم‌های ژنتیک و بهینه‌سازی کلونی مورچه‌ها برای عملیات زمان‌بندی منابع پیشنهاد شده است و از خوشه‌بندی K Means و منطق فازی برای تعیین کمیت وابستگی بین ماشین‌های مجازی و ماشین‌های فیزیکی جهت مهاجرت به منظور حفظ تعادل بار استفاده می‌کند. در این تحقیق مدل پیشنهادی با سه الگوریتم متعادل سازی بار در محیط شبیه سازی کلودسیم مقایسه شده است. در این ارزیابی مدل پیشنهادی ما به کاهش ۴.۵ درصدی در زمان انجام کار،افزایش ۴.۹ درصدی در نسبت موفقیت در مهلت مقرر،بهبود ۳.۹ درصدی در تنوع وظایف دست یافت.پیچیدگی محاسباتی ۸.۳ درصد کاهش یافت،راندمان مهاجرت ماشین مجازی ۲.۵ درصد بهبود یافت و تأخیر تصمیم گیری به طور قابل توجهی ۹.۵ درصد کاهش یافت و همچنین به صرفه‌جویی در مصرف انرژی به میزان ۳۰-۳۵٪ دست یافته است.

اینترنت نانو اشیای زیستی و ظهور نانو دوقلوهای دیجیتال در پزشکی از راه دور

اینترنت نانو اشیای زیستی و ظهور نانو دوقلوهای دیجیتال در پزشکی از راه دور

صفحه 33-56

https://doi.org/10.22034/apj.2026.2091021.1068

محمدحسین روزبهانی

چکیده همگرایی فناوری‌های نوظهوری نظیر اینترنت نانواشیای زیستی(IoBNT)، هوش مصنوعی، دوقلوهای دیجیتال و نانومدیسین، افق جدیدی را برای توسعه نسل آینده سامانه‌های تشخیص، پایش و درمان هوشمند سرطان ایجاد کرده است. با وجود پیشرفت‌های قابل توجه هر یک از این حوزه‌ها، هنوز چارچوبی جامع برای یکپارچه‌سازی آن‌ها به منظور تحقق یک اکوسیستم درمانی خودتنظیم‌گر و حلقه‌بسته ارائه نشده است. این مقاله با رویکردی آینده‌نگر، یک چارچوب مفهومی یکپارچه را پیشنهاد می‌کند که در آن داده‌های حاصل از نانوحسگرهای زیستی از طریق اینترنت نانواشیای زیستی به یک نانو دوقلوی دیجیتال(Nano Digital Twin) منتقل شده، سپس با استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی تحلیل شده و در نهایت برای هدایت سامانه‌های هوشمند رهایش نانودارو و تصمیم‌گیری درمانی به‌کار گرفته می‌شوند. نوآوری اصلی این پژوهش، همگرایی چهار فناوری کلیدی شامل اینترنت نانواشیای زیستی ، هوش مصنوعی، دوقلوهای دیجیتال و نانومدیسین در قالب یک معماری چندلایه و یک چرخه درمانی حلقه‌بسته است که امکان پایش پیوسته، تحلیل بلادرنگ، پیش‌بینی روند بیماری و بهینه‌سازی پویا و شخصی‌سازی‌شده درمان را فراهم می‌آورد. از منظر کیفی، این چارچوب موجب ارتقای دقت تشخیص، افزایش اختصاصیت هدف‌گیری دارو، کاهش تصمیم‌گیری واکنشی و حرکت به سوی پزشکی پیش‌بین، تطبیقی و شخصی‌سازی‌شده می‌شود. از منظر عملکردی ، مدل پیشنهادی با یکپارچه‌سازی چهار فناوری راهبردی، پنج قابلیت کلیدی شامل پایش لحظه‌ای، تحلیل هوشمند، پیش‌بینی روند بیماری، رهایش تطبیقی نانودارو و بازخورد درمانی مستمر را در یک بستر واحد فراهم می‌کند. قابلیتی که در اغلب مطالعات اخیر به‌صورت مجزا بررسی شده است.در پایان، ضمن تحلیل مهم‌ترین چالش‌های علمی، فنی و انتقال به کاربردهای بالینی، این مقاله نقشه راهی برای توسعه نسل آینده نانومدیسین هوشمند در چارچوب پزشکی دقیق ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که همگرایی فناوری‌های نوین می‌تواند زمینه‌ساز گذار از درمان‌های سنتی به سامانه‌های درمانی خودمختار، هوشمند و مبتنی بر داده در مدیریت سرطان باشد.

تأثیر هوش مصنوعی بر حاکمیت شرکتی با تمرکز بر سه خلأ حیاتی پاسخگویی و راهکارهای تقویت نظارت هیئت مدیره

تأثیر هوش مصنوعی بر حاکمیت شرکتی با تمرکز بر سه خلأ حیاتی پاسخگویی و راهکارهای تقویت نظارت هیئت مدیره

صفحه 57-75

https://doi.org/10.22034/apj.2026.2090422.1066

مازیار قاسمی، محمد جعفرپور جلالی

چکیده هوش مصنوعی با ورود به فرآیندهای تصمیم‌گیری راهبردی، دقت، سرعت و کارایی را افزایش داده اما در عین حال نظام سنتی پاسخگویی در حاکمیت شرکتی را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته است. این مقاله با روش تحلیل انتقادی و با بهره‌گیری از یافته‌های پژوهش‌های معتبر در حوزه هوش مصنوعی و حاکمیت شرکتی، استدلال می‌کند که نظام حقوقی و اخلاقی موجود برای پاسخگویی به سه خلأ ساختاری ناشی از تصمیم‌گیری الگوریتمی در سطح هیئت مدیره آماده نیست.
پاسخگویی به عنوان رابطه‌ای میان عامل، هیئت مدیره، و مجمع عمومی سهامداران تعریف می‌شود که در آن عامل موظف به توجیه و تشریح رفتار خود است و مجمع اختیار پرسش، قضاوت، داوری عملکرد، تصمیم‌گیری درباره تداوم همکاری و اقدام قانونی در صورت لزوم را دارد. نخستین خلأ، نبود قاعده روشن برای تعیین مسئول در هنگام بروز خطای سامانه‌های هوش مصنوعی است زیرا که مفهوم مسئولیت خود اصطلاحی بسته‌ای با مؤلفه‌های متعدد است که صرفاً نسبت دادن آن نمی‌تواند مسائل اخلاقی را حل کند. این خلأ در سطوح هوش افزایشی و هوش تقویتی به شدت خود را نشان می‌دهد. دومین خلأ، فقدان سازوکاری برای نظارت بر خود هیئت مدیره در مقام ناظر بر سامانه‌های هوش مصنوعی بوده که از آن با عنوان معمای ناظر بر ناظر یاد می‌شود. سومین خلأ، ناهمگونی بازه‌های زمانی تصمیم‌گیری میان هیئت مدیره و سامانه‌های هوش مصنوعی بوده که امکان نظارت مؤثر و پاسخگویی به موقع را از میان می‌برد. در پژوهش حاضر سه راهکار سیاستی پیشنهاد می‌گردد: قاعده تفویض ناپذیری مسئولیت نهایی انسانی، ایجاد کمیته تخصصی هوش مصنوعی در هیئت مدیره با اختیارات حسابرسی مستمر و بازتعریف وظیفه امانتداری به گونه‌ای که سواد الگوریتمی و نظارت بر چرخه حیات مدل‌های هوش مصنوعی بخشی از مسئولیت قانونی مدیران محسوب شود. این سه راهکار در چهارچوب چهار هدف پاسخگویی یعنی انطباق، گزارش، نظارت و اجرا تحلیل می‌شوند.

طراحی پیاده سازی و تکامل بدافزارهای پاکساز در عملیات های سایبری تهاجمی از تخریب مطقی داده تا حذف غیرقابل بازیابی اطلاعات دشمن

طراحی پیاده سازی و تکامل بدافزارهای پاکساز در عملیات های سایبری تهاجمی از تخریب مطقی داده تا حذف غیرقابل بازیابی اطلاعات دشمن

صفحه 76-91

https://doi.org/10.22034/apj.2026.2090974.1069

نگار عطائیان، محمدمهدی شیرمحمدی

چکیده در دهه اخیر، عملیات‌های سایبری تهاجمی از فعالیت‌های صرفاً مبتنی بر جاسوسی به سمت حملات مخرب با هدف از بین بردن دسترس‌پذیری و یکپارچگی داده‌ها و زیرساخت‌های حیاتی تحول یافته‌اند. در این میان، بدافزارهای پاک‌ساز به دلیل توانایی در حذف دائمی یا تخریب غیرقابل‌بازیابی اطلاعات، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای حملات سایبری دولتی و تخریب زیرساخت‌های داده‌محور تبدیل شده‌اند. هدف این مقاله مروری، ارائه تحلیلی جامع از طراحی، پیاده‌سازی و روند تکامل بدافزارهای پاک‌ساز بر پایه بررسی بیش از ۲۰ نمونه واقعی، از جمله شامون، نات پتیا، ویسپرگیت و اسیدرین است. بر اساس این بررسی، چارچوبی یکپارچه برای طبقه‌بندی روش‌های تخریب داده در سه سطح فیزیکی سطح بلوکی (بازنویسی داده‌ها با الگوهای ثابت یا تصادفی) و سطح منطقی (تخریب فراداده، جدول پارتیشن و ساختار سیستم فایل) ارائه شده است. علاوه بر این معماری مشترک این بدافزارها شامل سازوکارهای ماندگاری، فرمان و کنترل، انتشار خودکار، ماژول‌های تخریب موازی و قابلیت‌های ضدپزشکی قانونی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نسل جدید بدافزارهای پاک‌ساز از تخریب ساده دیسک به سمت حمله به زیرساخت‌های ابری، محیط‌های مجازی‌سازی و سامانه‌های ذخیره‌سازی توزیع‌شده حرکت کرده‌اند. از نوآوری‌های این پژوهش، ارائه یک چارچوب تحلیلی یکپارچه برای مقایسه روش‌های تخریب داده و پیشنهاد یک مدل دفاعی چندلایه مبتنی بر تغییرناپذیری داده فناوری WORM، پشتیبان‌گیری برون‌خط و آشکارسازی ناهنجاری‌های ورودی/خروجی در سطح هسته سیستم‌عامل است. یافته‌های این پژوهش علاوه بر شناسایی روندهای نوظهور و شکاف‌های موجود، می‌تواند در طراحی سامانه‌های ذخیره‌سازی مقاوم و توسعه راهکارهای مؤثر برای مقابله با نسل آینده بدافزارهای پاک‌ساز مورد استفاده قرار گیرد

شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد برند گلرنگ با تأکید بر نقش میانجی نوآوری برند (مطالعه موردی: شرکت پاکشو در صنعت شوینده‌ها)

شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد برند گلرنگ با تأکید بر نقش میانجی نوآوری برند (مطالعه موردی: شرکت پاکشو در صنعت شوینده‌ها)

صفحه 92-101

https://doi.org/10.22034/apj.2026.2091706.1071

حمید مافی، علی عرفانی کیا، سید کامران یگانگی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و تبیین عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد برند گلرنگ با تأکید بر نقش میانجی نوآوری برند و با تمرکز بر شرکت پاکشو در صنعت شوینده‌ها است. بر مبنای دیدگاه مبتنی بر منابع و رویکرد قابلیت‌های پویا، بازارمحوری، یادگیری سازمانی و بین‌المللی‌شدن به عنوان پیشران‌های سازمانی و راهبردی، نوآوری برند به عنوان سازوکار میانجی و عملکرد برند به عنوان پیامد نهایی مدل در نظر گرفته شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان شرکت پاکشو در شهر صنعتی البرز قزوین بود که از میان ۲۶۰ نفر، بر اساس جدول مورگان ۱۵۲ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه استاندارد اقتباس‌شده از مطالعات معتبر و بومی‌سازی‌شده برای صنعت شوینده گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد؛ دامنه ضرایب آلفا برای سازه‌ها بین 0.712 تا 0.946 بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، رگرسیون خطی و مدل میانجی پریچر و هیز در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد بازارمحوری، یادگیری سازمانی و بین‌المللی‌شدن اثر مثبت و معناداری بر نوآوری برند دارند و نوآوری برند نیز به طور مثبت و معنادار عملکرد برند را ارتقا می‌دهد. همچنین نقش میانجی نوآوری برند در روابط سه‌گانه پیشران‌ها با عملکرد برند تأیید شد. نتایج نشان می‌دهد نوآوری برند حلقه اتصال قابلیت‌های سازمانی و راهبردهای توسعه‌ای با عملکرد برتر برند است و می‌تواند در صنعت شوینده‌ها به عنوان اهرمی برای تمایز، پاسخگویی به بازار و تقویت مزیت رقابتی مورد استفاده قرار گیرد.

پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی با استفاده از شبکه عصبی کانولوشنی مبتنی بر اینترنت اشیا

پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی با استفاده از شبکه عصبی کانولوشنی مبتنی بر اینترنت اشیا

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 67-84

https://doi.org/10.22034/apj.2025.725731

سیده فاطمه عبداللهی، سیدابراهیم دشتی

چکیده یکی از مهم‌ترین کاربردهای اینترنت اشیا در حوزه سلامت، نظارت بر وضعیت بیماران از راه دور است. این فناوری به پزشکان امکان می‌دهد که به‌صورت لحظه‌ای وضعیت سلامت بیماران را بررسی کنند و این امر به‌ویژه برای افراد مبتلا یا مستعد به بیماری‌های قلبی بسیار حیاتی است. پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی به‌عنوان یک چالش پیچیده شناخته می‌شود که با دقت پایین در مدل‌های موجود روبه‌رو است. در این تحقیق، یک سیستم توصیه‌گر جدید برای پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی پیشنهاد شده است که از شبکه عصبی کانولوشنی برای تجزیه و تحلیل داده‌های فیزیولوژیکی بیماران استفاده می‌کند. داده‌های فیزیولوژیکی از بیماران به‌صورت از راه دور از طریق چهار حسگر بیولوژیکی شامل حسگر نوار قلب، حسگر فشار خون، حسگر ضربان قلب و حسگر قند خون جمع‌آوری می‌شوند. این داده‌ها سپس توسط یک کنترل‌کننده آردینو پردازش می‌شوند و مدل شبکه عصبی کانولوشنی برای پیش‌بینی بیماری قلبی عروقی به کار می‌رود، این مدل با قابلیت‌های برجسته در استخراج ویژگی‌های محلی و بدون نیاز به تحلیل پیچیده توالی زمانی، می‌تواند به‌طور موثری از داده‌های عددی ثابت مانند فشار خون، ضربان قلب، و قند خون برای تشخیص بیماری‌های قلبی استفاده کند. نتایج آزمایش‌ها نشان داد شبکه عصبی کانولوشنی توانسته است ویژگی‌های محلی و غیرزمانی داده‌ها را به‌طور مؤثری استخراج کرده و به مدل کمک کند تا دقت پیش‌بینی را به 98.90% برساند.

هوش تجاری و انقلاب صنعتی چهارم: فرصت ها و چالشها

هوش تجاری و انقلاب صنعتی چهارم: فرصت ها و چالشها

دوره 4، شماره 1، بهار 1402 شناسه مقاله:1-7

https://doi.org/10.22034/apj.2023.706756

رضا محمدی

چکیده پیشینه و اهداف: به واسطه دیجیتالی شدن زندگی و رقابت شدید در بازارها، ظهور انقلاب صنعتی چهارم اجتناب-ناپذیر بود. انقلاب صنعتی چهارم از چندین فناوری به هم پیوسته مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، کلان داده ها و غیره برای ارائه راهکارهای جدید بهره می برد. هدف مقاله حاضر ارائه نمایی کلی از نقش حیاتی هوش تجاری در تحقق اهداف و پذیرش انقلاب صنعتی چهارم است.

روشها: در مقاله پیش روی با مرور سیستماتیک مقالات و پژوهشهای منتشرشده در این حوزه به رفع نواقص و کمبودها پرداخته شده است. بینشهای پیشین ایجاد شده را با هم ادغام نموده و با استفاده از این پیشینه ها، یک چارچوب نظری جامع تری را بسط می دهد.

یافته ها: چارچوب ارائه شده در این مقتله یک رویکرد کل نگر به مفاهیم هوش تجاری و انقلاب صنعتی چهارم را ارائه می کند و عوامل مختلف مرتبط با این زمینه را جهت مطالعات آتی توسعه می دهد.

نتیجه گیری: آینده مورد انتظار برای انقلاب صنعتی چهارم در درجه اول به هوش تجاری و نحوه مواجهه شرکتها با انقلاب صنعتی چهارم بستگی دارد. این مقاله سهم دانشی خود را در خصوص وضعیت فعلی انقلاب صنعتی چهارم و پیشرفتهای گسترده در هوش تجاری و پیاده سازی آن در سازمانها و هماهنگی مابین تولید و فناوری های هوشمند دیجیتالی را ارائه می کند.

هوش مصنوعی در قراردادهای هوشمند (مورد مطالعه: زنجیره تامین گاز طبیعی)

هوش مصنوعی در قراردادهای هوشمند (مورد مطالعه: زنجیره تامین گاز طبیعی)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 46-51

رضا محمدی

چکیده سیستمها، رویکردها و فناوری های امروزی که برای مدیریت عملیاتهای زنجیره تامین نفت و گاز به کار می روند، از ارائه شفافیت عملیاتی، قابلیت ردیابی، ممیزی، امنیت و ویژگیهای منشاء داده قابل اعتماد، برخوردار نیستند. همچنین بخش بزرگی از سیستمهای متمرکز موجود، به صورت دستی بوده و به شدت از هم گسیخته می باشند که آنها را به شدت در برابر دستکاری در نقاط مختلف آسیب پذیر می سارند. فناوریهای نوظهوری مانند اینترنت اشیاء، محسبات مبتنی بر مه، رایانش ابری و بلاکچین می توانند نقشی حیاتی در افزایش میزان کارایی عملیاتی صنایع نفت و گاز ایفا کنند. در این مقاله، فرصتها و کاربردهای بالقوه فناوری هوش مصنوعی در مدیریت اکتشاف، تولید، زنجیره تامین و عملیات لجستیک در صنعت گاز طبیعی بررسی می گردد، زیرا می تواند قابلیت ردیابی، تغییرناپذیری، شفافیت و ممیزی را به صورت غیرمتمرکز ارائه می دهد. در این پژوهش موارد استفاده از هوش مصنوعی را در زنجیره های بلوکی غیرمتمرکز مرتبط با قراردادهای هوشمند، سیاستهای تجاری شرکتی و مزایای آن برای مدیریت موثر و ارزیابی ریسک بازار در طول بحران‌های اجتماعی- اقتصادی مطرح می گردد. نتایج بررسی نشان داد که بکارگیری هوش مصنوعی، دقت تصمیم گیری قراردادهای هوشمند صنعت گاز طبیعی را افزایش می دهد. در نتیجه سطح آستانه هزینه ها، انرژی و سایر عملکردهای کنترلی در تهیه، تولید و توزیع را از نظر کیفی، محدود می نماید.

بررسی جواز مشروعیت رمزارزها از منظر فقهی بعنوان یک شیوه نوین پرداخت قراردادی درمناسبات دیجیتالی

بررسی جواز مشروعیت رمزارزها از منظر فقهی بعنوان یک شیوه نوین پرداخت قراردادی درمناسبات دیجیتالی

دوره 3، شماره 1، بهار 1401، صفحه 8-23

https://doi.org/10.22034/apj.2022.253919

مهدی بابائی، محمدهادی زاهدی، الهام فراهانی

چکیده پیشینه و اهداف: رمز ارزها از جمله بیت کوئین از ثمرات توسعه فناوری اطلاعات در نظام مالی بین المللی و حتی داخلی در دهه اخیر می باشند که منافعی همچون توسعه مبادلات ارزی بین المللی و ارزان شدن در مقابل چالشهائی همچون توسعه جرائمی مانند پولشوئی و نقض نظم اقتصادی و مالی کشورها را با خود به همراه داشته اند. از منظر فقه فردی، رمز ارزها یک نوع مال بوده، معاملات آنها ربوی و غرری نیست و بنابراین، در صورتی که مبنای معاملاتی رمز ارزها از منظر شرعی صحیح باشد، مبادله آن مباح است، امّا در صورتی که مبنای معاملاتی رمز ارزها مشروعیت نداشته باشد، معامله آنها باطل و حرام است.
روش‌ها‌: در این پژوهش که از نوع توصیفی-تحلیلی است؛ ما اکثر اسناد فقهی دولتی در مورد تجارت ارزهای دیجیتال را مورد بررسی قرار داده ایم.
یافته‌ها: نتیجه تحقیق حاضر بدین صورت است که به استناد ادله ای مانند قاعده لاضرر، قاعده احترام و قاعده حفظ نظام و قاعده اقدام و قاعده عدالت که همگی مانع از اجرای سیاستهای نادرست پولی و افزایش بی رویه حجم معضل زای پول در نظام اقتصاد اسلامی می شوند.
نتیجه‌گیری: صلاح بر این دیده شده و می شود که تا زمانی که از طرف حاکمیت، نظم حقوقی برای کنترل رمز ارزها در اقتصاد کشور ترتیب داده نشده، از معاملات در زمینه رمز ارزها جلوگیری شود. در عین حال نیاز به تسریع درقاعده گذاری حاکمیت در حوزه رمزارزها در همه ابعاد بویژه درعرصه فقهی آن داریم چون یکی از شیوه های دور زدن تحریمهای ظالمانه بین المللی علیه کشورمان همین روش است که باعث جلوگیری از انزوا می باشد.

خطرات و راهکارهای امنیت در خدمات تجارت الکترونیک

خطرات و راهکارهای امنیت در خدمات تجارت الکترونیک

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 7-13

علی محمدپور

چکیده امروزه تجارت الکترونیکی به روشی برای کسب وکار در دنیای مدرن تبدیل شده است . اساسا تجارت الکترونیک بدون امنیت به اندازه کافی نمیتواند رشد پیدا کند. برای دستیابی به به یک تجارت الکترونیک پویا باید امنیت را در آن تحت چارچوب های اصولی پیاده سازی نماییم تا بتوانیم از آن به عنوان یک نمونه پایدار از تجارت استفاده کنیم. مسائل امنیتی، کاربران غیرمجاز، ویروسها و نظایر آنها برای شرکتها در هر سطحی از اتصال به اینترنت وحشتزا هستند. اغلب شرکتها برای مقابله با این مشکلات توجه خود را معطوف به سخت افزار و نرم افزار خود میسازند. فهم و درک صحیح از ریسک ها و خطرات امنیتی، به ویژه خطراتی که در دادوستدهای الکترونیکی وجود دارد، کمک زیادی در طراحی و معماری یک زیر ساختار امن و کارامد می نمایند. در این مقاله ریسک های بالقوه این حوزه بیان و روشهای مختلف درباره کاهش خطرات امنیتی بررسی شده است، به ویژه در مواردی که بیشترین تهدید از طرف کاربران غیرمجاز، ویروسها و سایر شکلهای نفوذ در شبکه انجام میگیرد و نهایتا توصیه ها و راه حل هائی برای مقابله با این تهدیدات ارائه گردیده است.

همگرائی بلاکچین با خدمات فناور محور و کارکردها

همگرائی بلاکچین با خدمات فناور محور و کارکردها

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 19-27

https://doi.org/10.22034/apj.2022.704024

رضا طارمی پور

چکیده بلاک چین یک سیستم کل نگر متشکل از بلوک های داده همتا به همتا متصل و توزیع شده است که نیاز به
یک نهاد مدیریتی متمرکز در مدیریت تراکنش های تکنولوژیک را از بین میبرد. پیکربندی منبع باز و
غیرقابل نفوذ بلاکچین راه را برای سطح بی نظیری از شفافیت هموار میکند. هر داده میان میلیونها رایانه در
سراسر جهان توزیع شده و صحت آن تأیید میشود. این فناوری نسبتاً جدید صنایع مختلف را متحول میکند و
یک فرآیند خودکار برای مدیریت فرایندها و تعاملات فراهم میکند. استفاده از بلاک چین یک راهحل ارزان و
سریع است و بسیار جذاب است که در سالهای اخیر پیشرفتهای زیادی را تجربه کرده است. در عصر امروز
بهرهگیری از فناوری بلاک چین نقش بسیار مهمی در توسعه کسبوکارها دارد. این فناوری قدرتمند موجب
بهبود کیفیت کسب وکار و همچنین موجب بالارفتن درآمد و سود آنها میشود. حفظ امنیت تجارت، اصالت،
سرعت و افزایش کیفیت از جمله مزایایی است که با کمک بلاک چین در کسب وکارها به وجود می آید . بنا به
اهمیت موضوع در این مقاله قصد داریم همگرائی بلاکچین با خدمات فناور محور و کارکردهای مرتبط را مورد
بررسی قرار دهیم.

تحول بانکداری دیجیتال با ارزهای دیجیتال بانک مرکزی: فرصتها و چالش‌ها

تحول بانکداری دیجیتال با ارزهای دیجیتال بانک مرکزی: فرصتها و چالش‌ها

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 15-37

https://doi.org/10.22034/apj.2025.725726

نیلوفر نوائی

چکیده ارزهای دیجیتال بانک مرکزی نسل نوینی از پول دیجیتال هستند که تحت نظارت بانک‌های مرکزی ایجاد و پشتیبانی می‌شوند. این فناوری پیشرو با پتانسیل تحولات اساسی در زیرساخت‌های سنتی پرداخت و چشم‌اندازی برای دگرگونی پرداخت‌های جهانی، توجه محققان و فعالان صنعت مالی را به خود جلب کرده است.

این مطالعه به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های مرتبط با ارزهای دیجیتال بانک مرکزی در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ می‌پردازد. در این راستا، جستجوی سیستماتیک در هشت پایگاه علمی معتبر انجام شد که در نتیجه، ۶۲ مقاله مرتبط استخراج گردید. پس از اعمال معیارهای غربالگری، ۵۳ مقاله برای تحلیل نهایی و تدوین این مقاله مروری انتخاب شدند. بررسی مقالات نشان‌دهنده افزایش قابل‌توجه علاقه به ارزهای دیجیتال بانک مرکزی در سال‌های اخیر است. بسیاری از بانک‌های مرکزی در سطح جهانی مشغول پژوهش و اجرای طرح‌های آزمایشی در این زمینه هستند. مزایای بالقوه این ارزها شامل ارتقای کارآمدی و شمولیت در پرداخت‌ها، تقویت ثبات مالی و نوآوری در خدمات مالی می‌باشد. در عین حال، چالش‌هایی نظیر مسائل مربوط به حریم خصوصی، امنیت سایبری و سوءاستفاده‌های احتمالی نیز مطرح‌اند. بنابراین، ضرورت دارد تحقیقات گسترده‌تر و چارچوب‌های نظارتی جامع‌تری برای مدیریت مزایا و ریسک‌های این ارزها تدوین شود.

ابر واژگان