فصلنامه تخصصی فناوری اطلاعات و ارتباطات
تعداد مقالات: 132
تحلیل عملکرد الگوریتم‌های ژنتیک کوانتومی در حوزه مسائل زیست‌شناسی

تحلیل عملکرد الگوریتم‌های ژنتیک کوانتومی در حوزه مسائل زیست‌شناسی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 59-66

https://doi.org/10.22034/apj.2025.730012

الهام مهدوی

چکیده الگوریتم ژنتیک کوانتومی که ترکیبی از اصول مکانیک کوانتومی و الگوریتم‌های تکاملی است، به عنوان یک روش نوین در حوزه بهینه‌سازی مطرح شده است. در سال‌های اخیر، کاربردهای متعددی از این الگوریتم‌ها در حل مسائل پیچیده زیست‌شناسی مانند تحلیل ساختار ژن و سلول­های بنیادین، شبیه‌سازی پروتئین و پیش‌بینی رفتارهای مولکولی گزارش شده است. این مقاله با هدف بررسی جامع عملکرد الگوریتم ژنتیک کوانتومی در مسائل زیست‌شناسی، مبانی نظری، کارکرد، مزایا و چالش‌های آن را مرور می‌کند. پژوهش‌های مختلف نشان داده‌اند که الگوریتم ژنتیک کوانتومی با بهره‌گیری از ویژگی‌های کوانتومی مانند سوپرپوزیشن و درهم‌تنیدگی، توانسته مشکلات همگرایی غیرموثر الگوریتم‌های کلاسیک را بهبود دهد و راه حل‌های بهینه‌تری ارائه کند. همچنین در بخش دوم مقاله، معماری و مکانیزم‌های فنی الگوریتم ژنتیک کوانتومی شرح داده شده و نمونه‌های کاربردی در زیست‌شناسی تحلیل می‌گردد. در انتها، با ارائه توصیه­ها و دیدگاه‌هایی برای توسعه‌های آتی، چشم‌اندازهای این فناوری در تحقیقات زیستی بازتاب داده می‌شود.

خوشه بندی مشتریان بر اساس مدل RFM و با استفاده از الگوریتم فراکتال

خوشه بندی مشتریان بر اساس مدل RFM و با استفاده از الگوریتم فراکتال

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 60-66

آرین سرشار، اعظم السادات نوربخش

چکیده از مهمترین ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری، کشف الگوی رفتاری خرید مشتری است. سازمان می ‌تواند با تعریف استراتژی‌های بازاریابی دقیق ‌تر جهت جذب مشتریان مشابه اقدام کند. در دنیای رقابتی امروز، شناخت دقیق مشتریان و توانایی پاسخگویی به نیازهای آن‌ها برای موفقیت سازمان‌ها حیاتی است. با پیشرفت‌های اخیر در حوزه داده‌کاوی و تحلیل داده‌های بزرگ، سازمان‌ها اکنون قادر به استفاده از روش‌های پیچیده‌تری برای تقسیم‌بندی مشتریان و درک بهتر رفتار آن‌ها هستند. مدل تازگی، فراوانی و مالی (RFM) به عنوان یکی از مدل‌های مطرح در این زمینه، امکان تقسیم‌بندی مشتریان بر اساس ارزش آن‌ها برای سازمان را فراهم می‌آورد. در این پایان نامه، یک طرح تقسیم‌بندی مشتریان با استفاده از خوشه‌بندی فراکتال و روش بهینه‌سازی AVOAGA که ترکیبی از دو روش بهینه‌سازی کرکس آفریقایی و روش ژنتیک است ارائه شده است. شبیه سازی طرح پیشنهادی در محیط پایتون و با استفاده از مجموعه داده‌های استاندارد حاوی RFM مشتریان انجام شد. بر اساس نتایج بدست آمده از شبیه سازی، طرح پیشنهادی در هر دو شاخص پیمانگی و پراکندگی نسبت به طرح پایه بهبود یافته است.

 

به سوی دیدگاه مدیریت جامع شبکه های توزیعی

به سوی دیدگاه مدیریت جامع شبکه های توزیعی

دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 60-69

https://doi.org/10.22034/apj.2023.708844

سعید سلیمانی

چکیده امروزه از چارچوب های مدیریت شبکه های توزیعی برای تهیه، بهره برداری، نگهداری و ایمن سازی زیرساخت های شبکه استفاده میشود. اساسا مدیریت صحیح شبکه های توزیعی نیازمند طیف وسیعی از فعالیت ها، روش ها، روال ها و استفاده از ابزارهای اجرایی، عملیاتی و نگهداری از سیستم های کامپیوتری می باشد. زمانی که موضوع حملات امنیتی در کمین شبکه مطرح می‌شود، اهمیت مدیریت جامع و نظارت روی داده هایی که در شبکه رد و بدل می‌شوند دوچندان خواهد بود. برای اینکه مدیران چنین شبکه هائی بتوانند به‌طور منظم روی لاگ‌های سیستم و چارچوب عملیاتی آن نظارت داشته باشد و مشکلات سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و حملات امنیتی را شناسایی کند، نیاز به چارچوبی مدون است که مدیریت جامع و نظام مند شبکه را بر عهده بگیرد. چارچوبی که وقایع امنیتی را تجزیه‌وتحلیل کند، لاگ‌های سیستم را جمع‌آوری و دسته‌بندی کرده و در کل مدیریت و نظارت روی شبکه را به‌صورت متمرکز امکان‌پذیر کند. رویکرد مدیریت جامع شبکه های توزیعی مجموعه ای از سخت‌افزارهای ارتباطی و نرم‌افزارهای رابط کاربری و ملحقات را به صورت سامانه‌ای یکپارچه برای کنترل ابزارها و تجهیزات شبکه و نظارت بر عملکردها به خدمت میگیرد. دیدگاه مدیریت جامع شبکه های توزیعی منابع شبکه را به شکلی کارآمد، موثر و سریع در دسترس کاربران قرار میدهد. همچنین بهینه سازی شبکه با استفاده از تجزیه و تحلیل خطا و مدیریت عملکرد تضمین میشود. با استفاده از چارچوب های مدیریت جامع میتوان بهترین ابزارهای مناسب برای مدیریت، نظارت و کنترل شبکه را به کار گرفت تا در صورت نیاز، به چالش های پیش آمده در شبکه پاسخ دهند. در این مقاله قصد داریم درخصوص رویکرد دستیابی به مدیریت جامع شبکه های توزیعی و ابعاد آن تحقیق و بررسی نمائیم.

پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی با استفاده از شبکه عصبی کانولوشنی مبتنی بر اینترنت اشیا

پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی با استفاده از شبکه عصبی کانولوشنی مبتنی بر اینترنت اشیا

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 67-84

https://doi.org/10.22034/apj.2025.725731

سیده فاطمه عبداللهی، سیدابراهیم دشتی

چکیده یکی از مهم‌ترین کاربردهای اینترنت اشیا در حوزه سلامت، نظارت بر وضعیت بیماران از راه دور است. این فناوری به پزشکان امکان می‌دهد که به‌صورت لحظه‌ای وضعیت سلامت بیماران را بررسی کنند و این امر به‌ویژه برای افراد مبتلا یا مستعد به بیماری‌های قلبی بسیار حیاتی است. پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی به‌عنوان یک چالش پیچیده شناخته می‌شود که با دقت پایین در مدل‌های موجود روبه‌رو است. در این تحقیق، یک سیستم توصیه‌گر جدید برای پیش‌بینی بیماری‌های قلبی عروقی پیشنهاد شده است که از شبکه عصبی کانولوشنی برای تجزیه و تحلیل داده‌های فیزیولوژیکی بیماران استفاده می‌کند. داده‌های فیزیولوژیکی از بیماران به‌صورت از راه دور از طریق چهار حسگر بیولوژیکی شامل حسگر نوار قلب، حسگر فشار خون، حسگر ضربان قلب و حسگر قند خون جمع‌آوری می‌شوند. این داده‌ها سپس توسط یک کنترل‌کننده آردینو پردازش می‌شوند و مدل شبکه عصبی کانولوشنی برای پیش‌بینی بیماری قلبی عروقی به کار می‌رود، این مدل با قابلیت‌های برجسته در استخراج ویژگی‌های محلی و بدون نیاز به تحلیل پیچیده توالی زمانی، می‌تواند به‌طور موثری از داده‌های عددی ثابت مانند فشار خون، ضربان قلب، و قند خون برای تشخیص بیماری‌های قلبی استفاده کند. نتایج آزمایش‌ها نشان داد شبکه عصبی کانولوشنی توانسته است ویژگی‌های محلی و غیرزمانی داده‌ها را به‌طور مؤثری استخراج کرده و به مدل کمک کند تا دقت پیش‌بینی را به 98.90% برساند.

فناوری اطلاعات و انقلابی در تحولات سازمانی کسب و کار و صنعت

فناوری اطلاعات و انقلابی در تحولات سازمانی کسب و کار و صنعت

دوره 1، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 72-61

زهرا بیات

چکیده در عصر حاضر فناوری اطلاعات و ارتباطات در سراسر جهان در حال ایجاد انقلابی نوین است که اهمیت آن از انقلاب صنعتی کمتر نیست. درواقع ما در آستانۀ انقلابی فناورانه هستیم که نحوۀ زندگی، کار و ارتباطاتمان را به‌کلی تغییر خواهد داد. چنین تحولی با این مقیاس، دامنه و پیچیدگی، شبیه هیچ‌کدام از تجربه‌های پیشین بشر نیست. در راستای همسئوئی با این تحول واکنش دولت ها، سازمان ها و افراد باید یکپارچه و فراگیر باشد و تمام ذی‌نفعان را دربرگیرد، از دولت‌های جهانی و بخش‌های دولتی و خصوصی گرفته تا دانشگاهیان و جامعۀ مدنی. با ظهور فناوری‌های متفاوت بسیاری از کسب‌وکارها از آن‌ها بهره بردند و به ارتقاء و توسعه مدل‌های کسب‌وکار و موارد مرتبط پرداختند. فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان ها بر شاخص هایی تاثیر می گذارند که همگی از شروط اولیه موفقیت برای سازمان ها به شمار می روند. از حوزه های مهمی که می تواند تاثیرات فراوانی از این فناوری بپذیرد, چوزه های کسب و کار و صنعت می باشند. فناوری اطلاعات و ارتباطات امروزه تبدیل به عامل زیربنایی تحول و نوسازی صنایع، سازمان‌ها و کسب‌وکارها شده است. آنچه انقلاب صنعتی چهارم از آن تحت عنوان تحول دیجیتال یاد می‌کند، به این معناست که سازمان‌ها باید با تحول در شیوه‌های رهبری، تفکر راهبردی و فعالیت‌های عملیاتی خود، از مزایای خلق‌شده توسط فناوری‌های نوین به ‌شکلی هوشمندانه و اثربخش برای افزایش بهره‌وری سازمانی، کمک به تحقق اهداف سازمانی و بهبود تجربه‌ کاری و تعاملی میان کارکنان، مشتریان، تأمین‌کنندگان، شرکا و ذی‌نفعان با سازمان استفاده کنند.  در ایران نیز با ورود تکنولوژی، استقبال زیادی از آن‌ها شد و بسیاری از کسب‌وکارها با بهره‌گیری از تکنولوژی‌های جدید به موفقیت‌های شگرفی رسیدند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیرات  فناوری اطلاعات بر تحولات سازمانی کسب و کار و صنعت  می باشد.        

طراحی پیاده سازی و تکامل بدافزارهای پاکساز در عملیات های سایبری تهاجمی از تخریب مطقی داده تا حذف غیرقابل بازیابی اطلاعات دشمن

طراحی پیاده سازی و تکامل بدافزارهای پاکساز در عملیات های سایبری تهاجمی از تخریب مطقی داده تا حذف غیرقابل بازیابی اطلاعات دشمن

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 76-91

https://doi.org/10.22034/apj.2026.2090974.1069

نگار عطائیان، محمدمهدی شیرمحمدی

چکیده در دهه اخیر، عملیات‌های سایبری تهاجمی از فعالیت‌های صرفاً مبتنی بر جاسوسی به سمت حملات مخرب با هدف از بین بردن دسترس‌پذیری و یکپارچگی داده‌ها و زیرساخت‌های حیاتی تحول یافته‌اند. در این میان، بدافزارهای پاک‌ساز به دلیل توانایی در حذف دائمی یا تخریب غیرقابل‌بازیابی اطلاعات، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای حملات سایبری دولتی و تخریب زیرساخت‌های داده‌محور تبدیل شده‌اند. هدف این مقاله مروری، ارائه تحلیلی جامع از طراحی، پیاده‌سازی و روند تکامل بدافزارهای پاک‌ساز بر پایه بررسی بیش از ۲۰ نمونه واقعی، از جمله شامون، نات پتیا، ویسپرگیت و اسیدرین است. بر اساس این بررسی، چارچوبی یکپارچه برای طبقه‌بندی روش‌های تخریب داده در سه سطح فیزیکی سطح بلوکی (بازنویسی داده‌ها با الگوهای ثابت یا تصادفی) و سطح منطقی (تخریب فراداده، جدول پارتیشن و ساختار سیستم فایل) ارائه شده است. علاوه بر این معماری مشترک این بدافزارها شامل سازوکارهای ماندگاری، فرمان و کنترل، انتشار خودکار، ماژول‌های تخریب موازی و قابلیت‌های ضدپزشکی قانونی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نسل جدید بدافزارهای پاک‌ساز از تخریب ساده دیسک به سمت حمله به زیرساخت‌های ابری، محیط‌های مجازی‌سازی و سامانه‌های ذخیره‌سازی توزیع‌شده حرکت کرده‌اند. از نوآوری‌های این پژوهش، ارائه یک چارچوب تحلیلی یکپارچه برای مقایسه روش‌های تخریب داده و پیشنهاد یک مدل دفاعی چندلایه مبتنی بر تغییرناپذیری داده فناوری WORM، پشتیبان‌گیری برون‌خط و آشکارسازی ناهنجاری‌های ورودی/خروجی در سطح هسته سیستم‌عامل است. یافته‌های این پژوهش علاوه بر شناسایی روندهای نوظهور و شکاف‌های موجود، می‌تواند در طراحی سامانه‌های ذخیره‌سازی مقاوم و توسعه راهکارهای مؤثر برای مقابله با نسل آینده بدافزارهای پاک‌ساز مورد استفاده قرار گیرد

شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد برند گلرنگ با تأکید بر نقش میانجی نوآوری برند (مطالعه موردی: شرکت پاکشو در صنعت شوینده‌ها)

شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد برند گلرنگ با تأکید بر نقش میانجی نوآوری برند (مطالعه موردی: شرکت پاکشو در صنعت شوینده‌ها)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 92-101

https://doi.org/10.22034/apj.2026.2091706.1071

حمید مافی، علی عرفانی کیا، سید کامران یگانگی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و تبیین عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد برند گلرنگ با تأکید بر نقش میانجی نوآوری برند و با تمرکز بر شرکت پاکشو در صنعت شوینده‌ها است. بر مبنای دیدگاه مبتنی بر منابع و رویکرد قابلیت‌های پویا، بازارمحوری، یادگیری سازمانی و بین‌المللی‌شدن به عنوان پیشران‌های سازمانی و راهبردی، نوآوری برند به عنوان سازوکار میانجی و عملکرد برند به عنوان پیامد نهایی مدل در نظر گرفته شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان شرکت پاکشو در شهر صنعتی البرز قزوین بود که از میان ۲۶۰ نفر، بر اساس جدول مورگان ۱۵۲ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه استاندارد اقتباس‌شده از مطالعات معتبر و بومی‌سازی‌شده برای صنعت شوینده گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد؛ دامنه ضرایب آلفا برای سازه‌ها بین 0.712 تا 0.946 بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، رگرسیون خطی و مدل میانجی پریچر و هیز در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد بازارمحوری، یادگیری سازمانی و بین‌المللی‌شدن اثر مثبت و معناداری بر نوآوری برند دارند و نوآوری برند نیز به طور مثبت و معنادار عملکرد برند را ارتقا می‌دهد. همچنین نقش میانجی نوآوری برند در روابط سه‌گانه پیشران‌ها با عملکرد برند تأیید شد. نتایج نشان می‌دهد نوآوری برند حلقه اتصال قابلیت‌های سازمانی و راهبردهای توسعه‌ای با عملکرد برتر برند است و می‌تواند در صنعت شوینده‌ها به عنوان اهرمی برای تمایز، پاسخگویی به بازار و تقویت مزیت رقابتی مورد استفاده قرار گیرد.